شب قبل از زايمان
سلام زندگي مامان الان ساعت يك و نيم شبه و تقريبا همه خوابيدن بابايي هم همين الان خوابش برد ولي من و تو بيداريم عروسك مامان امشب اخرين شبيه كه تو دلم هستي و حدود7يا 8ساعت ديگه مياي تو بغلم اصلا باورم نميشه كه بالاخره شب اخر رسيدقربونت برم همين الان داري تكون ميخوري و يه طرف شكمم رو قلمبه كردي شايد توام فهميدي كه به زودي قراره از خونه تنگ و تاريكت به دنياي ما بياي حسم اصلا قابل نوشتن نيست اينكه فردا صورت ماهت رو مي بينم و بعد از 9ماه انتظار بغلت ميكنم از اول بارداري به اين روز فكر ميكردم باورم نميشه كه فقط چند ساعت ديگه مونده امروز همه بهم پيام دادن و جوياي حالمون شدن يه جورايي مه منتظرن ...
نویسنده :
مامان مهنا
1:47







